|
|
|
|
|
مستیم درد منو دیگه دوا نمی کنه
غم با من زاده شده منو رها نمی کنه شب که از راه می رسه غربتم باهاش میاد تـــوی کوچه هــای شب با صـــدای پاش میـاد من غم های کهنمو بر میدارم که توی می خونه ها جا بزارم میبینم یکی میاد از میخونه زیر لب مستونه آواز میخونه هستیم درد منو دیگه درد منو دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه گرمی مستی ناب توی رگهای تنم میبینم دلم می خواد با یکی حرف بزنم کی میاد به حرفهای من گوش بده آخه من غریبه هستم با همه یکی آشنا میاد به چشم من ولی از بخت بدم اونم غمه مستیم در د منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه خسته از هر چی که بود خسته از هر چی که هست راه میافتم که برم مثل هر شب مست مست باز دلم مثل همیشه خالیه باز دلم گریه تنهایی می خواد بر می گردم تا ببینم کسی نیست می بینم غم داره دنبالم میاد داره دنبالم میاد....
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 10:57 توسط مارال و زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
دوســــــــت دارم قدر خدا
قد تموم گریه هام قد سبد سبد بهار قد گل ســـــرخ انار دوست دارم قد تموم آسمون با هر چی توش بوده هست با من تنها همزبون بازم بگم چقدر تو رو دوست دارم قد تموم زندگیم ....... قد روزای عاشقیم قد توم لحظه ها ......دقیقه ها ثانیه ها دوست دارم هر چی بگم بازم کمه هر چی رو که اسم ببرم یه قطره از یه عالمه نمی دونم چطور بگم دوست دارم شاید برای خودمم این قصه هم، مبهمه .........
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 16:28 توسط مارال و زهرا
|
|
||