|
|
|
|
|
روزهای خوب کودکی چـــــــــــشم بستیم
و وقتی گشودیم...... دیدیم یکباره بزرگ شده ایم.....
ا نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ۱۲۰ سال کمه همیشه زنده باشین
----------------------------------------- شنبه ۲۸ بهمن: سلام به همه امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید مامانم فردا روز تولدته قربونت بشم من الـــــــــــــــــــــــــــــــــــــهی خدا جونم مرسی واسه دادن مامان به این خوبی به من مامانم روز عشق به دنیا اومدیا واسه همینه که وجودت سراسر عشقه
هزاران گل تقدیم تو باد.... ............. آخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر خوشحالی و دارین؟ خسته ام خسته خسته................ دلــــــــــــــــــــم گرفت از آسمون ...... هم از مین هم از زمون....... تو زندگیم پر از غمه دلم گرفته از همه......................؟!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 19:41 توسط مارال و زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
چشمانم را به تاریکی دوخته ام چشمانی که شبها آرام می گریند و روزها مجبور به......... دلم می سوزد..... دلم می سوزد برای چشمانی که تا ابد محکوم به گریستنند..!! چشمانم را می بندم و در ظلمت آن غرق می شوم...
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 18:0 توسط مارال و زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی رفت حاشیه درختامون طلایی بود
ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود وقتی رفت غبار نشست رو رویا های اطلسی دیگه هیچ کسی نشد عاشق چشمان کسی وقتی رفت دریا دیگه به ماهی ها نگاه نکرد ماه دیگه در نیومد ستاره ادعا نکرد وقتی رفت لونه هیچ پرنده ای چراغ نداشت واسه درد دل ،دلم هیچ کسی رو سراغ نداشت وقتی رفت پرنده های کوچه بی لونه شدن عاقلا رفتنشونو دیدن و دیوونه شدن وقتی رفت یه قطره اشک از شهر چشماش جاری بود همونو ازش گرفتن آخه یادگاری بود......؟! السلام و علیک یا علی ابن حسین..... السلام و علیک یا اولاد الحسین....... السلام علیک یا اصحاب الحسین..... الذین بذلو مهجهم دون الحسین.....
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 18:57 توسط مارال و زهرا
|
|
||