تبليغاتX
به تو می اندیشم.....
محبت هدیه خداست اگه می خوای از جنس خدا باشی مهربون باش
مست از باده تنهایی به فاصله ها می نگرم

از کدامین روزنه صدایت کنم.....؟!

با کمک کدامین قاصدک نشانی از تو یابم...؟!

از کدامین رود چشمه زلال دلت را جویا شوم......؟!

کاش میشد فاصله ها را پر کرد از یاد تو ، کاش میشد ساعتها را به جلو برد ....

زمان را تغییر داد ..... و هزاران ای کاش .....

روزها از پی هم می گذرند همانقدر که به تو نزدیک می شوم....

......همان مقدار.....از تو دورهستم.... !!!

ولی ...... باید انتظار کشید  باید منتظر بود باید ایستادگی کرد.....

                        

 خیلی دل تنگم خیلی دارم میترکم از غصه
خدایا می خوام گریه کنم نمی تونم می خوام بخندم از اون  بدتر.....
چی کار کنم خدایا
گلوم به اندازه تمام دنیا بغض داره دلم بیشتر از اون غصه
مگه یه آدم چقدر جون داره ها مگه من چیم ....؟
کاش و
...............

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:50  توسط مارال و زهرا  |